|
وقتی که عاشقم شدی... وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود تو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بود تنگ بلوری دلت درست مثه دل من کلی لبش پریده بود همش پر ترک بود وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید راستش دلم خونه ی تردید و هراس وشک بود دیگه نه از تو خبری بود نه از آرزو هات قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی عاشقیمون یه بازی شاید یه الک دولک بود نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود کاش چون پاییز بودم...کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم برگها ی آرزوهایم یکایک زرد می شد آفتاب دیدگانم سرد می شد آسمان سینه ام پر درد می شد ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد اشکهایم همچو باران دامنم را رنگ می زد وه...چه زیبا بود اگر پاییز بودم وحشی پر شور و رنگ آمیز بودم شاعری در چشم من می خواند...شعری آسمانی در کنار قلب عاشق شعله می زد در شرار آتش دردی نهانی نغمه ی من... همچو آوای نسیم پر شکسته عطر غم می ریخت بر دل های خسته پیش رویم: چهره ی تلخ زمستان جوانی پشت سر: آشوب تابستان عشقی ناگهانی سینه ام منزلگه اندوه و درد و بد گمانی کاش چون پاییز بودم...کاش چون پاییز بودم عشق، به شکل پرواز پَرنده س عشق، خواب یه آهوی رَمندس من، زائری تشنه ،زیر باران عشق، چشمه آبی، اما کشندَس من، میمیرم از این آب مسموم اما اونکه ،مرده از عشق ،تا قیامت ،هر لحظه زندَس من ، میمیرم از این آب مسموم مرگ عاشق ، عین بودن، اوج پرواز یه پرندَس...... عشق، گذشتن از مرز وجودِ مرگ، آغاز راه قصه بودِ من، راهی شدم، نگو که زودِ اون کسی که سر سپردِ ، مثل ما عاشق نبودِ من، راهی شدم ، نگو که زودِ اما اون که، عاشقونه، جون سپردِ، هرگز نمرده......
چشم انتظار تو در کوچه هاي شب سر مِيکنم ترانه عشقت براي شب نسيم گمشده و انتظار من در لحظه هاي راکد و بي ادعاي شب شاِيد خِيال تو مهمان پونه هاست مست از گناه و لذت شب پونه هاي شب اشک از دو چشم تو تصوِير کودکي افتاده بر دل اِين غنچه هاي شب شمعي بِياد تو روشن کنار من اشکي بِياد تو بر گونه هاي شب ِيک شب بدون تو مِيمِيرم از غمت چشم انتظار تو در کوچه هاي شب حرف مي زني بانگات فقط توباسكوتت دوستت دارم اینو بدون با همه عشق و جوونی با یه دنیا مهربونی با زبون بی زبونی می خوام اینو خوب بدونی بدجوری عاشقت شدم میدونی عزیز جونی دختر چشم آسمونی نگاه کن تو عمق چشمام تا که از دلم بدونی بدجوری عاشقت شدم آره عاشقت شدم قد ریگای بیابون قد اون لحظه که خورشید می سوزونه تو تابستون بدجوری عاشقت شدم عشق لطفی است بی معنا عشق موجی است بی دریا عشق افسانه کنگ عشق سوختن و خاکستر شدن است پرنده را دوست دارم نه در قفس عشق را دوست دارم نه برای هوس تو را دوست دارم تا اخرین نفس دوست داشتن برتر از عشق است باور کنم که دوستم دارئ میگی عاشق بارونی ولی وقتی بارون مياد چترتو باز ميکنی ميگی عاشق برفی ولی از يه گوله برف می ترسی ميگی عاشق پرنده ای ولی اونو تو قفس زندانی می کنی ميگی عاشق گلهايی ولی اونارو از شاخه میکنی چطور انتظار داری باورت کنم وقت ميگی دوستت دارم؟؟؟
|
About![]()
اگه دوستم نداری به رووم نیار Archivesشهریور 1388مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 دی 1387 آذر 1386 اسفند 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 Links
دنیای فردا...نازنین و علی |